نورپردازی شهر

طرح جامع نورپردازی شهر

برج ایفل در پاریس، بیگ بن در لندن، دروازه براندنبورگ در برلین، بزرگ یا کوچکی یک شهر مهم نیست، ساکنان و بازدیدکنندگان تصویر مشخص از آن در ذهنشان دارند. اگر از افراد مختلف خواسته شود طرح اولیه از یک شهر و یا روستا رسم کنند، ساختارهای اساسی شبیه مانند جاده ها، مسیرها، یک میدان مرکزی، یک ساختمان برجسته یا یک نشانه اختصاصی را خواهند کشید.
وظیفه طراح نورپردازی، برجسته کردن این ویژگی مناظر شهری است برای اینکه افراد بتوانند محیط اطراف و مسیرشان را شناسایی کنند.
پیش از دهه ۱۹۵۰، معمار آمریکایی کوین لینچ مطالعه ای درباره درک در موسسه تکنولوژی ماساچوست انجام داد. براساس نتایج این مطالعه، درک، شناخت و خاطرات افراد در حال حرکت در یک محیط شهری اساساً توسط پنج عنصر اساسی شکل گرفته است:
۱٫ مسیر: مهم ترین عنصر ساختاری برای ساکنان و بازدید کنندگان مسیرها است.
۲٫ حاشیه ها: حاشیه مرز بین مناطق را فراهم می کند. نمونه روشن حاشیه ها، دیواره راه آهن و رودخانه ها است که مرز تفکیک قابل مشاهده در سرتاسر شهرها رسم می کنند.
۳٫ نواحی: نواحی، بخش های بزرگ و یا تقریباً بزرگ مانند حوزه های عابر پیاده است.
۴٫ تقاطع ها: تقاطع ها نقاط مهم در طول مسیر مانند چهارراه ها و میادین است.
۵٫ نشانه ها: نشانه ها منحصر به فرد، موارد به یاد ماندنی مانند بناهای تاریخی هستند.
این پنج عنصر اساسی همیشه مشخص نیست. مثلاً، یک مسیر می تواند یک حاشیه باشد. لینچ، طرح اولیه ای که یک فرد می تواند از یک شهر بسازد را «نقشه ذهنی» می خواند. به دنبال این پژوهش، وی امیدوار است شاخصی برای برنامه ریزی شهری درست ارائه کند. یافته های وی تنها برای برنامه ریزان شهری و معماران آموزنده نیست، بلکه راهنمایی های مفیدی برای طراحان نورپردازی است که به دنبال توسعه محیط شهری از طریق طراحی نورپردازی شهری هستند.
در سال های اخیر، روش مشترکی برای پروژه های طراحی نورپردازی شهری امتحان شده تا بر اساس یک طرح جامع تحقق یابد. به عنوان مثال، یک برنامه برای کل شهر و یا منطقه اداری با هدف حصول اطمینان از تداوم و طراحی منسجم. از آنجایی که هیچ مقام محلی در یک مرحله منابع مالی برای تجدید تمام نورپردازی شهر ندارد، یک طرح جامع نیز ابزار بلند مدتی است و دستیابی به این اهداف آن چند سال طول می کشد.

هدف طرح جامع نورپردازی
هنگامی که طراحان نورپردازی، مجموعه مدون برنامه جامع یک شهر را منتشر کردند، باید برای اولین بار چند سوال از خودشان می پرسیدند. بزرگترین چالش یک طراح نورپردازی، یکپارچه سازی مناطق شهری با اشکال معماری کاملاً متفاوت است. کلید توسعه یک طرح جامع موفق، ایجاد ارتباط بین عناصر فردی در راستای تئوری کوین لینچ است. طراحان روشنایی به طور معمول باید به سوالات زیر پاسخ دهند:
صحنه پردازی شهر چگونه است؟
پارک ها و باغ ها کجایند؟ ساکنان و بازدیدکنندگان برای رفتن به آنجا از کدام مسیرها می گذرد؟
آیا مرکز شهر سنتی و یا یک آب نمای خوب وجود دارد؟
آیا خط راه آهن از میان شهر می گذرد؟
با پاسخ به این پرسش ها، طراح نورپردازی می تواند توسعه طرح جامع را منتشر کند، شهر را در نور مناسب با سلسله مراتب پیچیده و انواع منابع نور نمایش دهد.
محیط عمدتاً با ارتفاع لامپ تعیین شده است: لامپ نصب شده روی یک ستون بسیار بلند، مثلاً در چهار راه، فضای کارکردی می سازد. یک فضای مطلوب و صمیمی تر را می توان با تنظیم و نصب لامپ در ارتفاع پایین تر و به ویژه لامپ هایی با رنگ گرم ایجاد کرد. طرح جامع با تعریف های زیر می تواند توسعه یابد:
چه تعداد لامپ موردنیاز است؟
کجا قرار بگیرد؟
در چه ارتفاعی و زاویه ای قرار بگیرد؟
چه رنگی باشد؟

لایتینگ پلاس لایتینگ پلاس لایتینگ پلاس

چراغ LED، چراغ LED، چراغ LED

0 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد :)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *