نورپردازی سنتی ایران

در معماری سنتی ایران، بخش های گوناگون فضاهای معماری گاه به صورتی غیر همسان از عوامل و پدیده های متفاوت در شکل گیری فضا تاثیر می پذیرفته اند و برخی از بخش های فضا بیشتر بازتاب نیازها و خواسته های کارکردی بوده است. هر واحد معماری به عنوان یک فضای واحد، از اجزائی تشکیل می شود. برخی از این اجزاء را نیز می توان به عنوان یک واحد کوچکتر و مجموعه ای شامل اجزاء دیگر در نظر گرفت.

دکتر فلامکی در کتاب ریشه ها و گرایش های نظری معماری خود از بن مایه های تشکیل دهنده  معماری از چهار چیز بعنوان خالص ترین مصالح شکل دهنده معماری نام می برد که شامل نور، ماده، انرژی و زمان است و همان گونه که از نظم عناوین چهار گانه پیداست نور بعنوان اولین اصل این چهارگانه شناخته می شود. نور به عنوان یکی از بن مایه های معماری از ناب ترین عناصری است، که به دست معمار برش می خورد تا چنانکه وی شایسته می داند، به کارش گیرد، اندازه بگذارد و برایش تعیین شکل کند. به دیدن آوردن نور در فضای معماری در تعیین و تعریف شکلی خاصی به فضاها، قویاً نقش ساز می شود. نور در گستره معنایی خود حالتی از شعر یا تغزل برخوردار است. جایی که اندازه گذاری نور برای مشارکت دادن فعال آن در تدوین فضایی معماری هم در حیطه فضای داخل و هم ادغام شدن با پیکره کالبدی بنا، انعکاس دهنده وجهی از تعالی اندیشه انسانی را می نمایاند، و به همین معنا در تدوین شکل خارجی بنا مداخله داده می شود. جایی که چگونگی های تابش نور بر سطوح و احجام که هم اصلی و هم ثانوی اند تابیده می شود تا مفاهیمی ناب و نوظهور را به میدان تجربه های فردی آدمیان بیاورند. از این دیدگاه نور در ساخت فضای معماری به مثابه بن مایه ای که رسا است و روشنگر معناها و مفهوم ها در گستره های درونی و بیرونی نگریسته می شود.

در معماری ایرانی همواره با دو جنبه وجودی نور در ساخت فضاها و مکان ها مورد استفاده قرار گرفته است؛ وجه فیزیکی و وجه غیر مادی یا ماورائی نور، که در بیشتر موارد وجه دوم همواره بصورت عاملی معنایی در پیدایش نمونه های ارزشمندی از مکان های ماندگار و دیر آشنا در معماری این سرزمین مورد نظر بوده است. نور در بناهای ساخته شده متاثر از دیدگاه توحیدی با قدرت و اتکاء به جوهره این تفکر، وجوه متنوعی از فرهنگهای انسانی را از انواع نمونه های آئینی، نیایشی منعکس نموده است. این معماری با مدد جستن از رمز گرائی خاصی که نهفته در بطن اعتقادات توحیدی است توانسته است اشکال و فرم ها و دیگر عوامل فضا ساز همچون رنگ و نور را به قلمرو عرفانی الهی وارد کند و استفاده از این مضامین در فضای معماری برای تعمیق و روحانیت بخشیدن به محیط مادی و استغراق انسان در فضایی فوق حسی بکار گرفته می شود.

هنگامی که مفاهیم و عوامل فضاساز در این دیدگاه مورد کاوش قرار می گیرد تنها یک مفهوم ثابت یافت می شود و آن حضور ((امر متعالی)) یا نگاهی ((قدسی)) در وجه ماورائی این عناصر است که نور، در بالاترین حد از عناصر دیگر در بیان نمادین از روشنی ذات خود در فضای معماری سخن می گوید. نور در این مفهوم گوشه ای از تجربه ای زیبا شناختی از امر متعالی و قدسی است که از ساحتی فراتر از ماده و آسمانی صادر می شود. این دیدگاه در هر چهره و بیانی بر آن است تا حقیقت ذاتی اشیاء و پدیده ها و وقایع و رویداد ها را برملا سازد. این عیان نمایی به دو صورت انجام می گیرد، نخست بیان حقایق در قالب رمزی و نماد و به صورت تجرید و آبستره و دوم در صورتی رئالیستی یا ناتورالیستی، که در هنر معماری ایران این دو گونه بیان به تناسب جایگاه و هدف اثر بکار رفته است.

نقش نور در معماری اسلامی تاکید بسیار گسترده بر اصل تجلی است. اگر در معماری مسیحی و بودایی به دلیل اعتقاد به تجسد (صورت کالبدی یافتن خدا)  “کلیسا” و “استوپا” تن بودا یا عیسی تلقی می شود در اسلام (به دلیل حضور مطلق اصلی تجلی) معماری اسلامی در اندیشه کاربرد طرح ها و موادی است که اصلی ترین مظهر تجلی “او” یعنی “نور” را بازتاب دهند زیرا کارکرد ایده و ماده در این جهان بینی، کارکرد انعکاس است نه اصالت.

نقش نور شفاف کردن ماده و کاستن از صعوبت و سردی بنا (معماری مقدس) است تا همچون قلب، مامن و پناهگاهی برای روح گرفتار آمده در قلب ماده باشد

0 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد :)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *