نورپردازی در معماری ایرانی

در معماری ایرانی فضاهایی وجود دارد که ما اصطلاحاً آن را فضای خالی می نامیم. از آنجا که مفاهیمی چون ادراک، احساس و یا ارتباط، مفاهیمی اند که به خودی خود قابل رویت نیستند، پس هنرمند و در اینجا معمار، مفاهیم را از طریق متشابهاتی همچون فضا، نقش و در یک کلام معماری عرضه می کند. پس مفاهیم از طریق صورت معماری است که منتقل و مرتبط می گردند. اوج شفافیت در هنر معماری آنجاست که معمار آنچه را که فضای خالی اصطلاح کردیم، با انسان بدون واسطه روبرو می گرداند و از این تخاطب نتایج شگرفی می گیرد. چرا که انسان در فضاهای خالی به مانند آن دیوار صیقل داده شده، خود را مشاهده می کند و از آنجا که انسانها با یکدیگر متفاوتند در زمانهای مختلف روحیات و حالات هر انسان واحد نیز در این فضاها متفاوت است. از این طریق فضاها با حالات متعدد ادراک می شوند. ورود مقادیر مختلف نور در طول روز نیز یکی از عوامل تشدید کننده این حالات است. شادی، شعف و شوق به زندگی با ورود نور پرتوان ابتدای روز، ادراک گرما و شور زندگی با ورود نور ظهرگاه و آرامش و سکوت فضا جهت استراحت و سپری کردن زمانی در کنار خانواده حاصل نور آرامش بخش و کم توان عصرگاهان همه و همه حالاتی از فضای زندگی در معماری ایرانی است که با تغییر ساعات روز در تمام وجوه معماری ایرانی و در هر مقیاسی قابل تجربه است. این فضاهای خالی که در دل توده معماری در جریان است همچون نفس کش های بنا عمل کرده نور و هوا را به درون توده بنا می کشاند. نمونه این فضاها را در برخی معماری های مسکونی با تعدد فضاهای عملکردی می توان مشاهده کرد. فضاهای عملکردی پیرامون این حفره ها بواسطه نزدیکی شان به حوزه فضای باز بیرون، از نور بهری بیشتری دارند.

در معماری ایرانی فضاسازی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. به نحوی که این مهم تنها از طریق تلفیق و ترکیب احجام صورت نمی پذیرد، بلکه تمهیداتی اندیشیده می شود که الزاماً احتیاج به ترکیب یا انفصال حجمی نمیباشد و در یک ترکیب پیوسته و فضاسازی یکسره هم امکان فضاسازی های گوناگون و گاه متضاد ممکن می گردد. معماری ایران برای نیل به این مقصود در درجه اول از پوشش فضا بهره می گیرد، که گاه پیوسته و گاه با بازشوها و حفره هایی فضا را بیش از آنچه هست می گستراند. در کنار این رهیافت علاوه بر پوشش فضا از سه عامل نقش، نور و رنگ نیز در فضاسازی دخالتی مستقیم و ناگزیر دارند، به این معنی که در فضای معماری ایرانی نقش به صور گوناگون همچون رسمی بندی و گوشه سازی بصورت متحد و لاینفک بر پوشش ها می نشیند. رنگ نیز به خودی خود ظهور نمی یابد مگر اینکه بر نقشی نشیند و سپس نور بر هر دو نمود بینایی دهد و این چنین است که هر سه در کنار هم منشا اثر می گردند و در فضاسازی معماری ایرانی خصلتی غیر قابل تفکیک می آفرینند. سومین عنصر این سه گانه یعنی نور که رنگ نشسته بر نقش را ظاهر می گرداند در ساخت فضا و ارتقاء آن تا سر حد مکان نقشی بی بدیل ایفا می کند. بدان جهت که بدون حضور و بروز آن همه رنگهای نشسته بر نقوش در ظلمت یکدیگرند و تنها انجذاب نور توسط سطوح نقوش است که رنگها را ظاهر می گرداند و طیف رنگین از کمرنگ به پررنگ و سایه روشن را می آفریند. بدین ترتیب عمق میدان و وسعت دید معنا و موجودیت می یابد. با تمام اهمیت و تاثیر بی نظیری که این سه گانه معجزه گر _ یعنی نقش و نور و رنگ_ در ساخت فضایی_ مکانی معماری دارند، در مقدمات معماری امروز در نقشه های تهیه شده امکان بروز و نمود نمی یابند.

نورپردازی و نحوه ظهور و بروز نور در فضای معماری ایرانی سنجیده و در خدمت فضاسازی است. به گونه ای که به ایجاد سایه روشن در مناظر انسانی بنا کمک شایانی می نماید. منابع نوری همگی از سمتی که محور قوی تر و به عنوان نقطه عطف فضاست تعبیه می گردند تا نور در ارجح ترین جایگاه خود در فضا نمود یابد و از این طریق در ارتقاء فضا تا حد یک مکان عمل نماید. این نحوه تازه از ادراک سایه-روشن و نقش نور در تعیین بخشی و سمت و سو بخشی به فضا همواره در تمام مراحل فضاسازی معماری ایرانی و از خردترین تا بزرگترین فضاها قابل تجربه است. نمونه های از این ظهور و بروز را در عناوینی که درمقاله بعدی می آید توضیح خواهیم داد.

0 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد :)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *